پايگاه خبري سي.آي.ان«سين» شبكه خبري سينماي ايران اخبار هنر و سينماي ايران وجهان : واكنش معززي‌نيا به اظهارات رحمانيان
شنبه، 3 بهمن 1394 - 14:02 کد خبر:914
حسين معززي‌نيا در نامه‌اي سرگشاده تحت عنوان «شمشير و آسياب بادي» به اظهارات اخير محمد رحمانيان كارگردان «سينما نيمكت» پاسخ داد.


به گزارش شبكه خبري سي آي ان، در متن اين كارشناس سينما كه در اختيار ايسنا قرار گرفته خطاب به محمد رحمانيان آمده است:« شما در هفته گذشته نشستي خبري برگزار كرديد تا به اتفاق همكاران‌تان در توليد فيلمي به نام «سينمانيمكت» به رأي هيئت انتخاب جشنواره فيلم فجر در كنار گذاشتن فيلم‌تان از بخش مسابقه اعتراض كنيد. طبق آن‌چه خبرگزاري‌ها منتشر كرده‌اند، شما در اين نشست چند نفر از اعضاي هيئت انتخاب را به دروغ‌گويي متهم كرده‌ايد و گفته‌ايد: «به نظر مي‌رسد انتخاب‌ها به شدت سياسي است، من در تئاتر مي‌دانم جريان چطور است، اما در سينما نمي‌دانستم. چيزي كه مرا آزرد در واقع گفت‌و‌گوهايي بود كه اعضاي هيات انتخاب در برنامه نقد چهار انجام دادند. اين‌كه تاكيد مي‌كنند بر اين‌كه در اين انتخاب‌ها هيچ مميزي در كار نبوده است، دروغ محض است... اين‌قدر دروغ نگوييد آقاي جيراني و آقاي شجاع‌نوري! زشت است، سال‌هاست كه شما در اين سينما كار مي‌كنيد و من اولين سال است كه وارد شده‌ام. اين ميزان دروغ‌گويي براي همه شما بد است. بايستيد و بگوييد مسائل ديگري در كار بوده است، تلفن‌ها و شرايط ديگري... همچنين در يادداشتي كه شخصي به نام معززي‌نيا نوشته بود به من گفته شده بود كه چرا قواعد بازي را رعايت نمي‌كنيد. مگر بقيه قواعد بازي را رعايت مي‌كنند؟ وقتي شما قواعد بازي را رعايت نمي‌كنيد ما هم حق داريم اعتراض كنيم. كار ديگري هم كه نمي‌توانيم بكنيم، تلويزيون، راديو، روزنامه‌ها، مملكت و مجلس در اختيار شماست، چرا اگر ما گوشه‌اي يك اعتراضي بكنيم بايد اين‌قدر به شما بربخورد؟ ما بايد مشق دموكراسي بكنيم يا شما؟»
 
و در ادامه وارد جزئيات بيشتري شده‌ايد و گفته‌ايد: «چه هيات انتخابي؟ يكي از اعضايش آقاي جيراني سازنده يكي از بدترين فيلم‌هاي تاريخ سينماي ايران، يكي‌شان هم آقاي شهرام اسدي است كه بهترين فيلم‌نامه‌ سينماي ايران به نام «روز واقعه» را به بدترين شكل ارائه داد. من جرات كرده بودم چند ماه پيش شروع كردم به خواندن فيلم‌نامه «روز واقعه» و بعد درباره اين فيلم‌نامه صحبت كرده بودم، نمي‌دانستم ايشان جزو هيات انتخاب است وگرنه غلط مي‌كردم در اين زمينه حرف بزنم! طبيعي است وقتي ايشان جزو هيات انتخاب جشنواره باشند اين‌طور انتقام بگيرند، اصلا برايم مهم نيست. اميدوارم ياد بگيرند و اميدوارم ديگر دست به فيلم‌نامه‌هاي آقاي بيضايي نزنند.» و در ادامه صحبت‌تان، برنامه «هفت» را هم تهديد كرده‌ايد و گفته‌ايد: «احتمالا اين جلسه مورد تمسخر برنامه بهروز افخمي قرار خواهد گرفت، بنابراين من به فردي كه آنجاست اخطار مي‌كنم، اگر در برنامه هفت يك كلمه راجع به اين جلسه شوخي كنند و حرف مفت بزنند با من طرف هستند! ما اينجا انتقاداتي را مطرح كرديم و خيلي هم جدي هستيم. آنها هم مي‌توانند به ما پاسخ دهند ولي اگر بخواهند مسخره كنند راه را براي بعضي حرف‌ها از جانب من باز كرده‌اند.»
 
من بخشي از صحبت‌هاي شما را در اين‌جا نقل كردم تا اين جملات يك بار ديگر توسط خودتان و ديگران مرور شود. حالا كه (شايد) عصبانيت‌تان فروكش كرده نظرتان درباره اين حرف‌هاي عجيب و غريب چيست؟ اگر همچنان بر صحت همه اين حرف‌ها اصرار داريد، جسارتاً بنده كه «شخصي» هستم به نام معززي‌نيا مي‌خواهم چند نكته را خدمت‌ شما كه از مشاهير سينماي كشوريد، عرض كنم:
 
يك: بنده در زندگي‌ام هرگز يادداشتي خطاب به شما ننوشته‌ام يا در يادداشتي شما را خطاب قرار نداده‌ام. بلكه چند روز پيش از برگزاري نشست خبري شما، يادداشتي در صفحه شخصي‌ام نوشتم و نكته‌اي كه در آن طرح كردم اين بود كه جشنواره فجر سي و چهار سال است دارد با همه اشكالات و نقص‌هايش برگزار مي‌شود، تكليفش مشخص است، نوع انتخاب‌هايش مشخص است، انتسابش به دولت، تاثير مميزي بر نحوه داوري و انتخاب، و هر عيب و ايراد ديگرش كاملاً مشخص است. و ضمناً سال‌هاست هيچ فيلمسازي را مجبور نمي‌كنند، فيلمش را به اين جشنواره بدهد. بنابراين اگر كسي با تمايل شخصي و در كمال صحت و سلامت عقل، فرم جشنواره را پر مي‌كند و فيلمش را تحويل اين جشنواره مي‌دهد تا ديده شود و بررسي شود يعني قواعد اين جشنواره را پذيرفته.
 
جشنواره فجر، جشنواره‌اي عجيب و غير قابل پيش‌بيني است. ممكن است فيلمي ضعيف و پيش‌پا‌افتاده يا فيلمي ناهم‌سو با سياست‌هاي رسمي به بخش مسابقه‌اش راه پيدا كند و حتي جوايز مهمي هم دريافت كند. و بر عكس، ممكن است فيلمي كه قاعدتاً بايد به گل سرسبد اين جشنواره تبديل شود اصلاً مورد اعتنا قرار نگيرد.
 
مي‌توانم براي يادآوري، مثال‌هاي متعدد از دوره‌هاي مختلف بزنم. پس اين‌طور نيست كه اين جشنواره روال و منطق مشخصي داشته باشد و با رجوع به سوابقش بتوان خط‌مشي روشني برايش تعريف كرد. در يادداشتي كه نوشته بودم تاكيد كرده بودم وضع اين جشنواره همين است كه هست. ولي قاعده بازي در همه دنيا اين است كه وقتي هفتاد تا، هشتاد تا، صد تا فيلم مي‌فرستند براي يك جشنواره و قرار است بيست تايش براي مسابقه انتخاب شود يعني كلي فيلم بيرون مي‌ماند. هر كسي كه فيلم مي‌دهد به يك جشنواره بايد بداند كه ممكن است فيلمش پذيرفته نشود. عادلانه يا ناعادلانه.
 
پس اين اعتراض‌ها غيرمنطقي و غيرعادي است. چون اگر فيلم‌ كسي انتخاب هم بشود، اين اعتراض‌ها را تا انتهاي جشنواره مي‌تواند ادامه دهد و بگويد چرا فيلم من در سانس اول صبح نمايش داده مي‌شود، پس توطئه‌اي در جريان است. چرا نشست خبري فيلم من پنج دقيقه زودتر تمام شد، پس توطئه‌اي در جريان است. چرا به من جايزه ندادند يا كم دادند، پس توطئه‌اي در جريان است و...
 
دو: فرموده‌ايد «شخصي» به نام معززي‌نيا به شما گفته چرا قواعد بازي را رعايت نمي‌كنيد و بعد، پرسيده‌ايد مگر بقيه قواعد بازي را رعايت مي‌كنند؟ به نظر خودتان اين استدلال قابل دفاع است؟ يعني مثلاً اگر از كسي بپرسند چرا از چراغ قرمز رد مي‌شوي بايد جواب بدهد مگر كسي در اين مملكت قانون را رعايت مي‌كند كه من بكنم؟
 
البته هستند كساني كه چنين پاسخ‌هايي مي‌دهند ولي شما هم جزو آن دسته‌ايد؟ در ادامه همين جملات، گفته‌ايد «تلويزيون، راديو، روزنامه‌ها، مملكت و مجلس در اختيار شماست، چرا اگر ما گوشه‌اي يك اعتراضي بكنيم بايد اين‌قدر به شما بربخورد؟» اگر مقصودتان اين است كه تلويزيون، راديو، روزنامه‌ها، مملكت و مجلس در اختيار شخصي به نام معززي‌نياست كه خب اشتباه به عرض‌تان رسانده‌اند. اگر مقصودتان اين است كه من عضو گروه يا دار و دسته‌اي هستم كه همه اين امكانات در اختيار دار و دسته ماست، باز هم اشتباه به عرض‌تان رسانده‌اند و همان‌طور كه گفتم من يادداشتم را در صفحه شخصي‌ام منتشر كرده‌ام و اين امكاني است كه در اختيار كليه ساكنين كره زمين قرار داده شده و هر كسي مي‌تواند در چند دقيقه برود عضو يكي از شبكه‌هاي اجتماعي شود و متن مورد نظرش را منتشر كند. پس احتمالاً مقصودتان اين است كه شبكه‌اي از مخالفين و دشمنان شما وجود دارند كه شخصي به نام معززي‌نيا و اعضاي هيئت انتخاب اين دوره از جشنواره فجر و هر موجود زنده ديگري كه رفتار، گفتار، فيلم يا نمايشنامه شما را نپسندد در آن عضويت دارد و اين شبكه، اتفاقا «تلويزيون، راديو، روزنامه‌ها، مملكت و مجلس» را هم تحت اختيار دارد. نه؟ قاعدتا چنين عقيده‌اي داريد وگرنه نمي‌گفتيد «انتخاب‌ها به شدت سياسي است... بايستيد و بگوييد مسائل ديگري در كار بوده است، تلفن‌ها و شرايط ديگري...» خب آقاي رحمانيان عزيز، تمام حرف من در آن يادداشت همين است كه وقتي كسي چنين تصوري از محل زندگي‌اش دارد چرا فيلمش را مي‌دهد به جشنواره فجر؟ وقتي شما عقيده داريد گروهي به اين گستردگي وظيفه دارند تا در مقابل شما و آثارتان بايستند و در همه جاي مملكت هم نفوذ دارند و براي حذف شما «تلفن مي‌زنند و شرايط ديگري...» خب چه دليلي دارد تقاضا كنيد در جشنواره‌اي كه همين سيستم برگزار مي‌كند، شركت كنيد؟
 
سه: در انتهاي جملاتي كه خطاب به شخصي به نام معززي‌نيا بيان كرده‌ايد، پرسيده‌ايد «چرا اگر ما گوشه‌اي يك اعتراضي بكنيم بايد اين‌قدر به شما بربخورد؟ ما بايد مشق دموكراسي بكنيم يا شما؟» من تا پيش از اين به شما اعتراضي نكرده بودم و الان دارم اين كار را مي‌كنم ولي حالا مي‌خواهم بدانم طبق تعريف شما، مصاحبه با رسانه‌ها و برگزاري يك نشست خبري عريض و طويل در يك پرديس سينمايي كه همه خبرگزاري‌ها آن را پوشش مي‌دهند «اعتراض در يك گوشه» است يا نوشتن يك يادداشت كوچك در صفحه شخصي؟ پرسيده‌ايد ما بايد مشق دموكراسي بكنيم يا شما؟ واضح است كه شما بايد تمرين دموكراسي كنيد آقاي رحمانيان عزيز. چون شما توانايي اين را داريد كه نمايشنامه‌هاي‌تان را در هر سالن مملكت روي صحنه ببريد يا در هر انتشاراتي منتشر كنيد.
 
شما توانايي داريد برويد در يك كشور خارجي فيلم سينمايي بسازيد و بعد بازگرديد به كشور خودتان و يك ميليارد و نيم سرمايه فراهم كنيد و فيلمي بسازيد كه اسمش «سينمانيمكت» است. و توانايي داريد كه وقتي فيلم‌تان توسط اعضاي هيئت انتخاب پذيرفته نمي‌شود نشست خبري برگزار كنيد و به صغير و كبير ناسزا بگوييد و تهديدشان كنيد. اما همه توانايي شخصي به نام معززي‌نيا اين است كه يادداشتي كوچك در صفحه شخصي‌اش بنويسد. حالا مي‌خواهيد من مشق دموكراسي كنم؟
 
يا اعضاي هيئت انتخاب؟ اعضاي هيئت انتخاب را به همه چيز متهم كرده‌ايد و گفته‌ايد جيراني بدترين فيلم تاريخ سينماي ايران را ساخته و شهرام اسدي هم بهترين فيلمنامه تاريخ سينماي ايران را ضايع كرده و ديگر دست به فيلمنامه‌هاي آقاي بيضايي نزند! واقعاً معتقديد شماييد كه مظلوميد؟ صرفاً جهت اطلاع عرض مي‌كنم قواعد قضاوت در مورد هيئت انتخاب يك جشنواره اين نيست كه وقتي چند سينماگر براي انتخاب فيلم‌ها به يك جشنواره دعوت مي‌شوند بنشينيم كل كارنامه سينمايي آنها را نقد كنيم و ببينيم اگر هيچ فيلم ضعيفي در زندگي‌شان نساخته‌اند صلاحيت‌شان را براي عضويت در هيئت انتخاب تاييد كنيم.
 
اگر قرار باشد نحوه قضاوت‌مان اين باشد كه هيچ هياتي براي انتخاب يا داوري نمي‌شود تشكيل داد چون هر كسي در زندگي‌اش خطاهايي مرتكب مي‌شود، متن‌هاي بدي مي‌نويسد و فيلم‌هاي بدي مي‌سازد، همان‌طور كه جنابعالي هم نمايشنامه‌هايي نوشته‌ايد كه ضعيف است و فيلمنامه‌هايي براي سينماي ايران نوشته‌ايد كه ضعيف است و حرف‌هايي مي‌زنيد كه با عقل آدميزاد جور درنمي‌آيد، اما اين دليل نمي‌شود كه يكي از كارشناسان حوزه نمايش اين كشور محسوب نشويد.
 
چهار: آقاي رحمانيان! سال‌ها پيش، در سال 1376 يك روز شما همراه حميد امجد به دفتر هفته‌نامه مهر در خيابان زرتشت آمديد. ما آن روزها داشتيم هفته‌نامه مهر را در حوزه هنري منتشر مي‌كرديم و حميد امجد عزيز گاهي به ما سر مي‌زد و آن روز هم آمده بود تا صحبت‌هايي بكنيم درباره يك انتشاراتي كه مي‌خواست راه‌اندازي كند به نام نيلا. قرار بود ما كمك‌هايي بكنيم براي ويرايش اولين كتاب‌هاي آن انتشارات. شما آن روزها هنوز فعاليت‌تان را در تئاتر شروع نكرده بوديد و من شما را نمي‌شناختم. اما همان روز، قبل از آمدن شما من مشغول نوشتن يادداشتي درباره تاريخچه جشنواره فجر و فهرست كردن معايب و نواقصش بودم كه به صورت هفتگي در مجله مهر منتشر مي‌شد. قبل از آن روز هم، از سال 1371 هر سال مقالاتي درباره نواقص اين جشنواره نوشته بودم كه در نشريات سينمايي منتشر شده بود، بعد از آن هم تا امروز به اين كار ادامه داده‌ام و احتمالاً در زمينه حجم و كيفيت و وسعت ناسزاهايي كه خطاب به اين جشنواره منتشر شده ركورددارم. بنابراين طبق هيچ سندي نمي‌توانيد مرا به عضويت آن شبكه‌اي درآوريد كه از جشنواره فجر يا جاهاي ديگر دستمزد مي‌گيرد تا عليه فرهيختگاني چون شما فعاليت كند.
 
خودتان گفته‌ايد اولين سال است كه وارد سينما شده‌ايد. دوستانه توصيه مي‌كنم از همين ابتدا روش و منش همان استادي را در پيش نگيريد كه به شهرام اسدي توصيه كرده‌ايد دست به فيلمنامه‌هايش نزند. ايشان هم هميشه معتقد بوده و هست كه افرادي در كشور حقوق مي‌گيرند تا نگذارند ايشان كار كند. حتماً كساني بوده‌اند و هستند كه ايشان را دوست ندارند و ترجيح مي‌دهند ايشان فيلم نسازد يا تئاتري را روي صحنه نبرد. در اين شكي نيست. اما اين تصور كه افرادي در همه دوران‌ها و حكومت‌ها استخدام مي‌شوند تا با در دست گرفتن «تلويزيون، راديو، روزنامه‌ها، مملكت و مجلس» نگذارند شما و ايشان فيلم بسازيد، عاقبتي نخواهد داشت جز اين‌كه چنين نشست‌هايي برگزار كنيد تا انواع ناسزا را نثار ديگران كنيد و چنين جملاتي بر زبان بياوريد كه «اگر در برنامه هفت يك كلمه راجع به اين جلسه شوخي كنند و حرف مفت بزنند با من طرف هستند... و راه را براي بعضي حرف‌ها از جانب من باز كرده‌اند» اين نوع تهديد و ارعاب كه ادبيات همان كساني است كه معتقديد وظيفه دارند مانع فعاليت شما شوند. اگر شما هم مثل آنها حرف بزنيد كه پس قرار است به‌عنوان يك «هنرمند» چه چيزي را در فرهنگ اين كشور تغيير دهيد؟»