درباره ما   |  تماس   |  پیوندها  
 صفحه اول    سینمای ایران    ویژه جشنواره فیلم فجر 34    سینمای جهان    تلویزیون    هفت هنر  
سه شنبه، 3 مرداد 1396 - 18:08   
 
بخش سینمای ایران
 
- اندازه متن: + -  کد خبر: 1136صفحه نخست » مهمترین عناوین خبریدوشنبه، 3 اسفند 1394 - 13:29
متن کامل نقد دبورا یانگ بر فیلم «لانتوری»
پیش از این قسمتی از نقد دبورا یانگ بر فیلم «لانتوری» در رسانه‌ها منتشر شده بود، حال می‌توانید متن کامل این نقد را اینجا بخوانید.
  
متن کامل نقد دبورا یانگ بر فیلم «لانتوری»به گزارش شبکه خبری سی آی ان، متن کامل نقد دبورا یانگ که با تیتر «یک شوک اخلاقی شگفت‌انگیز از ایران» به چاپ رسیده به شرح زیر است:
 
یکی از اصیل‌ترین و صریح‌ترین صداهای سینمای نسل جوان ایران، رضا درمیشیان نویسنده و کارگردان است که با فیلم «لانتوری» به حد اعلای خود می‌رسد؛ فیلمی با داستانی اخلاقی که چنان شوک‌آور است که تقریباً تماشایش ناممکن جلوه می‌کند. داستان فیلم روایتی است از حضور روان‌پریشانه یک گروه تبهکاری که به یک فعال اجتماعی خوش‌سیما ابراز علاقه می‌کند و خود را با این وهم فریب می‌دهد که آن دختر نیز علاقه متقابلی به او دارد و نهایتاً هر دو سوی این ماجرا را به بدترین شیوه ممکن به فرجام می‌رساند. بعد از گذشت یک ساعت پرتنش و عصبی با مونتاژی سرشار از بازیگوشی، فیلم سویه تاریکش را با یک حمله اسیدپاشی رو می‌کند که جلوه‌های بصری آن اصلاً برای آدم‌های نازک‌دل قابل‌تحمل نیست. این تنبیه بصری و عاطفی در سکانس‌های خشن پایانی فیلم نیز ادامه می‌یابد و به یک محاکمه قضایی منجر می‌شود که اکثر تماشاگران فیلم را بیش‌تر در صندلی‌شان فرو می‌برد تا از خودشان بپرسند که حد مطلوب نمایش خشونت روی پرده کجاست؟ درحالی‌که استعداد و شهامت درمیشیان غیرقابل‌تردید است، اما شاید او از خط مرزی آستانه تحملی که تماشاگر به‌طور معقول می‌تواند از آن برخوردار باشد، عبور کرده است. البته او تنها کسی نیست که خشونت را به شکلی افراطی به نمایش می‌گذارد برای نمونه می‌توان از تارانتینو هم نام برد اما ضیافت هول و هراس فیلم لانتوری چنان واقع‌گرایانه است که نمی‌توان آن را تنها با صفت «کارتونی» توصیف کرد. این نوعی سینمای عمیقاً حزن‌آلود است که به‌سختی می‌تواند خارج از فضای فستیوال‌ها، بختی برای نمایش داشته باشد.
 
مشکل دیگر این فیلم‌نامه عمدتا درخشان این است که می‌خواهد به همه‌جا سر بکشد و تقلا می‌کند تا کارهای بسیاری را در آن واحد انجام دهد و همین باعث می‌شود تمرکزش روی فرجام و نتیجه را از دست بدهد. حقوق زنان، تعصب مذهبی و ناکارآمدی قانون، طبقات فرودست و مرفه، جنایت و مکافات و عشق و خیانت همه ‌وهمه در فیلم گنجانده شده‌اند و سخت است که موضوع اصلی فیلم را از میان آن‌ها پیدا کرد.
 
فیلم از نقطه‌ای آغاز می‌شود که درمیشیان فیلم قبلی خود «عصبانی نیستم» را  که نقدی ویران‌گر بود، بر جامعه معاصر ایران خاتمه بخشیده بود. همان دو بازیگر نوید محمدزاده و باران کوثری در قالب اعضای گروه تبهکاری لانتوری در تهران، گرمِ وحشت‌آفرینی هستند. آن‌ها کارشان را با کیف‌قاپی و زورگیری از بچه پولدارهای سوار بر ماشین‌های لوکس آغاز می‌کنند و بعد رو می‌آورند به گرفتن حق‌السکوت، سرقت خودرو، آدم‌ربایی و توزیع مواد مخدر. آن‌ها چاقوی ضامن‌دار، قمه و کارد در دست با غرور و تفاخر در خیابان‌های شهر گام برمی‌دارند. روزی پاشا با بازی دیوانه‌وار محمدزاده با یک پرفورمنس تماشایی دیگر اختیار از کف می‌دهد و یکی از قربانیان نشان‌کرده را به قتل می‌رساند. بعد به‌خاطر کاری که کرده می‌زند زیر گریه. بارون (کوثری در گرم‌ترین بازی‌اش) در نقش زنی فاسد که به گنگستری تمام‌عیار تبدیل‌شده و دیوانه‌‌وار عاشق این مرد دیوانه است، وارد می‌شود؛ اما از وقتی که پاشا با روزنامه‌نگاری به نام مریم (مریم پالیزبان) که زنی بسیار سرد است، آشنا می‌شود و به او دل می‌بندد انگار دیگر متوجه حضور باران نیست. مریم یک فعال اجتماعی است، برآمده از خانواده‌ای اشرافی. کمپینی با عنوان «نه به خشونت» به راه انداخته و گروه او می‌کوشد تا اولیای دم قربانیان خشونت را راضی کند تا مجرمان و قاتلان فرزندان‌شان را عفو کنند. درمیشیان این توانایی را دارد تا با احساس رقت، دلسوزی و همدلی مخاطب را در قبال این ماجرا برانگیخته کند؛ اما پرسش این است که اگر جنایت چنان خشونت‌بار و سنگدلانه بود که هیچ بخششی میسر نباشد، چه باید کرد؟ حمله‌ای که زنی معصوم را نابینا می‌کند و چهره‌اش را از هم می‌پاشد، آن هم با دلیلی چون «اگر قرار است من تو را نداشته باشم، چه کسی می‌تواند تو را داشته باشد؟» فیلم ماهرانه میان یک کمدی سبک‌سرانه و یک تراژدی تکان‌دهنده در نوسان است و نیمه دوم فیلم بیننده را با آزمایش مجدد آگاهی و ایده‌های لیبرالش شگفت‌زده می‌کند.
 
اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود. قانون اسلامی ایران قانون قصاص یا مقابله به مثل دارد. «چشم در برابر چشم» یعنی قربانی جنایت قانوناً حق دارد تا مجازاتی مطابق با نوع آسیب‌دیدگی خود را بر مجرم اعمال کند. خب، کسانی که با تماشای جیمز باند روی صندلی جراحی در فیلم «اسپکتر» درحالی‌که سوزن توی سرش فرو می‌کردند مشکل داشتند، این هشدار را جدی بگیرند که آن صحنه در برابر مقدمات عمل در اختتامیه فیلم «لانتوری» هیچ نیست و آدم به‌زحمت می‌تواند آن خشونت را حقیقتاً فراموش کند و با خودرویش به سمت منزل براند. تمام داستان ازنقطه‌نظر چیدمانی از آدم‌های برآمده از مشاغل و سبک زندگی‌های متفاوت به شکل گیج‌کننده‌ای تزیین شده : یک لیبرال عینکی، یک کارگر جناح راستی، یک دانشجو، یک قاضی، یک وکیل و غیره. این افکت، یک سیر کمیک خفیف را در میانه فشار عصبی فیلم فراهم می‌کند که جایی برای نفس کشیدن به مخاطب می‌دهد.
امتیاز کاربران: 0 (0 نفر) ،    
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
امتیاز شما به اين خبر:
   کد امنیتی:
 
 پربیننده‌ترین مطالب
 
 آخرین مطالب
  نظر رضا کیانیان درباره شرکت در انتخابات
  ایرج در بیمارستان بستری شد
  نسخه نهایی پلان-سکانس «جاودانگی» آماده نمایش شد
  برخورد قهرآمیز لیلا حاتمی با خبرنگاران/ اول فارسی‌تان را خوب کنید/ حوصله ندارم مصاحبه کنم
  «کلوب پسرهای سفیدپوست» در هالیوود
  «دراکولا» در انتظار پروانه نمایش / پیش بینی فروش بالای فیلم رضا عطاران
  پاسخ کارگردان فیلم «دلبری» به ادعای فریبا شاهسون
  اگر به عربده‌کشی‌های متحجران در رسانه ملی معترضید، رای بدهید
  مهتاب کرامتی: اگر آینده کشور برای‌مان مهم است در انتخابات شرکت کنیم
  انتقاد سینایی از خرج پول‌های میلیونی برای برخی اسامی
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© 1388
info@cin.ir
پشتیبانی توسط: خبرافزار