جهان پیرامون ما هر روز با سرعتی باورنکردنی در حال پیشرفت است و این پیشرفت در تمامی عرصههای زندگی انسان، از فناوری گرفته تا فرهنگ و اجتماع، به وضوح قابل مشاهده و ملموس است. یکی از مهمترین حوزههایی که دستخوش تحولات عمیق شده، فضای رسانهای است. پلتفرمهایی که در گذشته صرفاً به عنوان ابزاری برای سرگرمی و تفریح شناخته میشدند، امروز به طور فزایندهای به رسانههایی مستقل و قدرتمند تبدیل شدهاند. این روند به قدری سریع است که پیشبینی میشود در آیندهای نه چندان دور، این پلتفرمها به تدریج جایگاه رسانههای سنتی و رسمی را اشغال کرده و به منبع اصلی کسب اطلاعات و سرگرمی برای عموم مردم بدل شوند.
یکی از پیامدهای اصلی این تحول، ظهور پدیده تولید محتوا به عنوان یک فعالیت فراگیر و تأثیرگذار است. در حال حاضر، تولید محتوا در پلتفرمهای مختلف نه تنها به ابزاری برای شناخته شدن و شهرت تبدیل شده، بلکه در برخی از این پلتفرمها، به خصوص در بخشهای پرمخاطب، به منبعی قابل توجه برای کسب ثروت نیز تبدیل شده است. این میل شدید به شهرت و ثروت، متأسفانه در برخی موارد، باعث شده تا عدهای از تولیدکنندگان محتوا، کیفیت و محتوای واقعی تولیدات خود را نادیده بگیرند. این افراد، صرفاً با توجیه سرگرم کردن مخاطب، هر نوع محتوایی را منتشر میکنند، بدون اینکه به اثرات بلندمدت و عمیق آن بر مخاطبان، به ویژه نسل جوان، توجهی داشته باشند.
این مدل از تولید محتوا، نه تنها اثرات مخرب تربیتی و اخلاقی جدی دارد، بلکه در سطح وسیعتر، باعث تغییر ذائقه مخاطب میشود. بیایید این موضوع را با نگاهی به گذشته بررسی کنیم: پیش از فراگیر شدن تولید محتوا در یوتیوب در ایران، مخاطبان رسانهها عموماً به دو دسته تقسیم میشدند: مخاطبان رسانههای داخلی و مخاطبان شبکههای ماهوارهای. اگر شبکههای ماهوارهای را، با چشمپوشی از برخی شبکههای خاص مانند شبکههای ترکیهای، به طور کلی یک رسانه نیمه خانوادگی در نظر بگیریم، در مورد محتوای برخی از کانالهای یوتیوب باید با احتیاط بیشتری اظهار نظر کرد. بخش قابل توجهی از این محتواها، به خصوص در ژانرهای خاص، کاملاً غیرخانوادگی و حتی در مواردی نامناسب برای مشاهده در محیط خانواده هستند.
این تولید محتوای غیرخانوادگی، به مرور زمان، ذائقه مخاطب را به سمتی هدایت میکند که ممکن است احساس کند لازم است در زندگی واقعی خود نیز چنین استانداردهایی از رفتار و روابط را رعایت کند. این تأثیر، به خصوص بر روی نوجوانان و جوانان که در سنین شکلگیری هویت و الگوپذیری قرار دارند، میتواند بسیار عمیق و نگرانکننده باشد. البته، لازم به ذکر است که بخشی از نسل زد که اکنون مخاطب جدی یوتیوب هستند، از هوشمندی و قدرت تشخیص بالایی برخوردارند و هر محتوایی را به راحتی نمیپذیرند و از آن الگو نمیگیرند. اما در مقابل، طیف دیگری از این نسل نیز وجود دارد که آنچه را در این پلتفرمها میبینند، به عنوان مانیفست رفتاری و راهبرد اصلی زندگیشان میپندارند و تلاش میکنند تا زندگی خود را بر اساس این الگوهای غالباً نادرست تنظیم کنند.
اهمیت دارد که تأکید شود، هدف از نگارش این مطلب، اعمال محدودیتهای بیشتر یا سرکوب خلاقیت نیست. برعکس، این نوشتار در راستای توصیهای جدی و کاربردی برای تولید محتوای باکیفیت و مخاطبپسند نگاشته شده است. باور نگارنده این است که بسیاری از یوتیوبرهای داخلی، دارای استعداد و خلاقیت فراوانی هستند و اگر فرصت تولید محتوا در بستر رسانههای فراگیرتر و با حمایتهای لازم را پیدا کنند، قادر به تولید محتواهای بسیار ارزشمند، درخور و مورد پسند مخاطبان خواهند بود. این امر به خودی خود میتواند نگرانیها بابت تولید محتوای زرد و بیمصرف را به طور قابل توجهی کاهش دهد. شاهد این مدعا نیز، همین حالا برخی از تولیدکنندگان محتوا هستند که کانالهای یوتیوبی با محتوای کاملاً خانوادگی و سرگرمکننده غیرمنشوری را اداره میکنند و موفقیتهای چشمگیری نیز به دست آوردهاند.
به نظر میرسد، طراحی یک فرایند جامع و حمایتگرانه که شامل حمایت از هنرمندان و تولیدکنندگان محتوا در پلتفرمهایی مانند اینستاگرام و یوتیوب باشد، میتواند گامی مؤثر در جهت کمتر شدن محتوای بیکیفیت و رشد محتوای خانوادگی و ارزشمند باشد. این رویکرد نه تنها به ارتقای کیفیت محتوای موجود کمک میکند، بلکه نوجوانان و جوانان را نیز از خطر تغییر ذائقه منفی و الگوبرداری از محتواهای نامناسب نجات میدهد و بستری برای رشد خلاقیت و استعدادهای درخشان داخلی فراهم میآورد.