جهان امروز، با وجود تمام پیشرفتها در زمینه ارتباطات دیجیتال، شاهد پدیدهای نگرانکننده در حوزه ارتباطات بین فردی است. فضاهای مجازی که قرار بود ما را به هم نزدیکتر کنند، به نظر میرسد ناخواسته ما را از یکدیگر دور ساخته و نوعی انزوای جمعی را رقم زدهاند. ما به آدمهایی تبدیل شدهایم که کلاممان را به خلوت خودمان منتقل کردهایم. خشمهایمان را در دل میریزیم و منطقمان را زیر دوش حمام برای خودمان توضیح میدهیم، چرا که دیگر گوش شنوایی برای آن نمییابیم.
این پدیده، به این معناست که دیگر جامعه، توانایی حرف زدن و گفتوگوی واقعی را از دست داده است. وقتی خشم وجودمان را مالامال میکند، مشتهایمان به دیوار کوبیده میشود، نه به سمت مخاطبی برای حل و فصل مسائل. این حس که گفتوگو دیگر جایگاهی در میان افکار عمومی ندارد، به تدریج ما را از هم دور میکند. پارادوکسی آشکار وجود دارد: ما منتقد نظام حاکم هستیم که با ما حرف نمیزند و گوش شنوا ندارد، اما خودمان بدتر از همه، مانع حرف زدن دیگران شدهایم.
فضای مجازی، با سرعت سرسامآور تبادل اطلاعات و نیاز به واکنشهای فوری، ما را به موجوداتی تبدیل کرده که مدام در حال توجیه و دفاع از خود هستیم. انگار مجبور شدهایم هر آنچه میشنویم، در لحظه مورد حمله قرار داده و از خودمان دفاع کنیم. این مکانیسم دفاعی، به ما اجازه نمیدهد که به طرف مقابل فرصت دهیم تا حرفش را کامل بزند، یا حتی آن را درک کنیم. این رویکرد یکسویه، عواقب مخربی دارد: طرف مقابل نیز هیچگاه تمایل به شنیدن توضیحات پیدا نمیکند. او نیز خود را محق میداند که هرچه میخواهد بگوید و هیچ نشنود. این اتفاق، به معنای واقعی کلمه، طاعون ارتباط است.
ارتباط بدون گفتوگو منهدم میشود. وقتی دیگر فضایی برای بیان آزادانه افکار، احساسات و شنیدن دیدگاههای متفاوت وجود ندارد، پلهای ارتباطی میان افراد فرو میریزند. ارتباط بدون شنیدن واقعیت از زبان آدمها از بین میرود. در دنیایی که هر کس در حباب توجیهات و پیشداوریهای خود زندگی میکند، فهم و همدلی جای خود را به سوءتفاهم و تقابل میدهد. دیگر نیازی به مواجهه واقعی با دیگری احساس نمیشود، چرا که هر کس میتواند در فضای مجازی خود را در محاصره همفکرانش ببیند و به تصورات خود واقعیت ببخشد.
نتیجه نهایی این روند، بسیار تلخ و تأملبرانگیز است: روزی فرا میرسد که ما به جماعتی تبدیل میشویم که به جبر تنها ماندهایم، نه از سر اختیار. این تنهایی، حاصل از ناتوانی در برقراری ارتباط عمیق و معنادار، ما را در خود فرو میبلعد و به جامعهای تبدیل میکند که گرچه در ظاهر به هم متصل است، اما در باطن از هر زمان دیگری دورتر و منزویتر است. بازگرداندن فرهنگ گفتوگو و شنیدن فعال، بیش از هر زمان دیگری حیاتی به نظر میرسد تا از این طاعون ارتباطی در امان بمانیم.