چندسالی است که با پدیدهای به نام “سهولت دسترسی به موفقیت” مواجهیم. در این فضا، افراد مقابل دوربین مینشینند و چنان از راه رسیدن به موفقیتشان میگویند که ما ناخودآگاه با خود میگوییم “حالا که موفقیت اینقدر نزدیکه، چرا من بهش نمیرسم؟” در پی این حس، صفحه آن فرد را دنبال میکنیم و حتی ممکن است پکیجهای موفقیتش را بخریم. اما حتی اگر بعد از دیدن آموزشها نگوییم “اینها را که خودم میدانستم”، باز هم پس از عمل به تمام تکنیکها، به موفقیتی که پکیجفروش محترم معرفی کرده، نمیرسیم. جالب اینجاست که بعد از انجام همه کارها هم اگر بپرسیم “چرا نتیجه نداد؟”، دلیلی جور میکنند که بگویند ایراد قطعاً از ما بوده و آموزش استاد صحیح و بیایراد بوده است.
حالا، فارغ از نتیجه، میخواهیم به این بپردازیم که چه چیزی باعث رشد قارچی این افراد میشود. پاسخ این سؤال یک پدیده جامعهشناختی به نام “میل به میانبر” یا “طی کردن یک شبه راه صد ساله” است. این تمایل باعث میشود در اکثر موارد، ذهن ما گرفتار خطای شناختی شود. مثلاً، با وعده آیفون ۲۰ میلیونی به دنبال خرید تلفن همراهی باشیم که حداقل قیمتش ۸۰ میلیون است؛ یا با وعده خرید ماشین با نصف قیمت و پرداخت اقساط خیلی بلندمدت، تن به ثبتنام در طرح اقساطی آن بدهیم. یا اینکه با وعده رسیدن فوری به ثروت، اقدام به خرید پکیج موفقیت بکنیم. حال آنکه، چه در ادبیات ایرانیان و چه در فرهنگ کسبوکار، کسی بدون زحمت به جایی نرسیده و در اساس، امکان رسیدن به موفقیت بدون طی کردن مراحل شکست، چیزی حدود یک در میلیون احتمال است.
اما چگونه ما، که سختکوشان همیشهی تاریخ بودهایم، تبدیل شدهایم به کسانی که پنیر مفت در تله موش را به زحمت و رنج ترجیح میدهیم؟ یکی از پاسخها بیشک شرایط بد اقتصادی است که انکارپذیر هم نیست. اما پاسخ مهمتر این است که دیدن مداوم زندگیهای بزککرده و ایدهآلسازیشده اینستاگرامی باعث شده واقعیت شیرین زندگی خود را به تصویر غیر واقعی زندگی دیگران بفروشیم. بیایید سفری کنیم به اواخر دهه هشتاد و سالهای ابتدایی دهه نود، زمانی که هنوز اینستاگرام متولد نشده بود؛ شرایط اقتصادی بد بود، نمیگویم بدتر یا بهتر از الان اما بد بود. اما یک عنصر باعث شده بود ما بتوانیم مشکلات را تاب بیاوریم: بردباری یا تابآوری روانی. این همان عاملی بود که علت تحمل بیشتر مشکلات را نسبت به این روزها فراهم میکرد. قدیمیها شاید بهتر بتوانند این مسئله را به خاطر بیاورند، دوران جنگ شرایط به مراتب سختتر از شرایط امروز بود، اما همان تابآوری روانی باعث شده بود سختی شرایط قابل تحمل باشد.
نیاز به تابآوری روانی و راهکارهای آن
به هر حال، آنچه مشخص است این است که ما برای زندگی کردن و داشتن آرامش در کنار خانواده، به تابآوری روانی نیاز داریم؛ پدیدهای که باعث میشود دائماً احساس ناکافی بودن نکنیم. برای این کار لازم است کمی از فضای مجازی فاصله بگیریم و در مقابل مشکلات، صبر بیشتری به خرج دهیم. قراردادن سرعت زندگی روی یک سرعت معتدل میتواند تابآوری ما را افزایش دهد. به این موارد، مدیریت مالی و کم کردن خرجهای غیرضروری را هم اضافه کنید.
امیدوارم با افزایش تابآوری روانی، زندگی سرشار از آرامشی را تجربه کنید.