در ادبیات عرب عشق معنای خوبی نداشته، برخی معتقد بودند این واژه مفهومی صرفاً جنسی داشته و شاید به همین دلیل بوده که در اسلام کلمه «وُدّ» جایگزین عشق شده، اما در فارسی از دیرباز عشق مفهومی پاک و مقدس بوده و معشوق انسانی پاک باخته و دلباخته بوده، کسی که هیچ کس جز معشوقش را خوب نمیدیده، اما دنیای مدرن تلاش کرده تا این مفهوم مقدس را از معنا خالی کند و معنای جدیدی به آن ببخشد.
در دنیای امروز عشق ممکن است یک احساس زودگذر و هوس لحظهای باشد، احساسی که استفادههای جنسی در آن نقش پررنگ و مهمی دارد درست شبیه همان تعبیری که از عشق در ادبیات عرب میشده.
البته شاید این اتفاق برخواسته از درون همان بافت فرهنگی باشد، بلاخره سعودی آرام نمینشیند تا فرهنگ ایران به سلامت بماند، باید برای از بین بردن هیمنه تمدنی ایران کاری کند؛ و شاید همین مبتذلِ عشق ابدی بهترین نقش را ایفا کند.
بزرگترین جفا به عشق مساوی کردنش با شهوت و هوس است ، چه تحقیری بالاتر میتوان یافت از اینکه دختران با حیای ایرانی را عدهای بی حیای بیزینسی نمایندگی کنند؛ کجای تاریخ ایران این تمدن کهن محجوب میشود اثری از نمایان بودن صحنههای مخفی عاشقانه یافت؟
بازیگری که روزی از برکت سفره مردم مشهور شده، حالا بلای جان و کیان خانوادشان شده است، به چه قیمتی رفتارهای معارض با اخلاق را عادی سازی میکند؟ به قیمت مخالفت با نظام؟ به قیمت پشت کردن نه فقط به دین بلکه پشت کردن به فرهنگ ایرانی، فرهنگی که در هیچ یک از دیوارنگارههایش نیز زنی برهنه نبوده؟
تولید به اصطلاح رئالیتی شویی که چندین بار اثبات شده سکانس به سکانس بازیگری میشود تا هرچه مد نظر دارد در نهاد و فطرت نوجوان و جوان بکارد و اهداف کثیف را با بزک کردن تمیز جلوه دهد تاثیری بر روح و روان جوان و نوجوان میگذارد که سالها بعد تاثیرش هویدا میشود.
این برنامه صرفاً یک ابزار سرگرمی نیست، ابزاریست برای عادی سازی روابطی که خانوادهها را به سمت خیانت سوق دهد، تقویت تنوع طلبی و جا انداختن این انگاره که هر لحظه میتوان نظر خود را عوض کرد و با فرد دیگری بود نه تنها اثر مقطعی در جامعه دارد بلکه در آینده نیز افزایش آمار طلاق را در پی خواهد داشت.