سین سینما
  • خانه
  • سینمای ایران
  • سینمای جهان
  • نقد و اندیشه
  • تلویزیون و نمایش خانگی
  • هنر و موسیقی
  • هنرمندان
  • فرهنگ و رسانه
  • درباره ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • سینمای ایران
  • سینمای جهان
  • نقد و اندیشه
  • تلویزیون و نمایش خانگی
  • هنر و موسیقی
  • هنرمندان
  • فرهنگ و رسانه
  • درباره ما
سین سینما
No Result
View All Result
Home نقد و اندیشه
دلنوشته ی اسلام فتحی ( فیلمساز) برای زنده یاد بهروز رضوی

دلنوشته ی اسلام فتحی ( فیلمساز) برای زنده یاد بهروز رضوی

۱۴۰۵-۰۵-۱۸
0
Share on FacebookShare on Twitter

روز- داخلی- استودیو بل ( خ لارستان) سال۱۳۸۱

حدود بیست صفحه، برگه دست نویس، رو با خجالت گذاشتم روی میز میکسر صدا و گفتم: تقدیم شما استاد، اینهاست. شما تا یه نگاهی بیاندازید بچه ها تایپ شده شو خدمتتون می رسونن.لبخندی زد اونها رو برداشت،با آرامش به متن‌ها نگاهی انداخت و با دقت چند سطرشو مرور کرد و کل اوراق نگاه کرد، گفت ، چقدر هم زیاده، اینا برای دو قسمته؟ گفتم جسارتا بله، البته تایپ شده اش کمتر میشه، گفت : نه ریز نوشتین، اتفاقا بیشتر هم می شه ولی ای بدک نیست، روان نوشته شده همین دست نویس ها هم زیاد بد نیست… آروم و زمزمه کنان پا شد رفت توو استودیو پشت میکروفن نشست.

(کامران) صدابردار اون موقع استودیو بل که رو صندلی لم داده بود، خودشو همراه صندلی کشید جلوی میز صدا خودشو صاف و صوف کرد و یه چشمک بم زد و گفت: حله، نگران نباش می ریم برای ضبط. همین که گفت خوبه تا آخرش می خونه.در استودیو بسته شد و کامران ساند چک رو شروع کرد.یه هو از اسپیکر ها صدای مخملین بلند شد:ونزوئلا اولین مقصد سفر گروه فیلمسازی ما به آمریکای لاتین بود…کامران گفت واووو صدا رو… و بهروز رفت تا ته پاراگراف اول.من به قدری مدهوش صدای بهروز توو اتاق فرمان شدم که قادر نبودم، پشت گوشی (هد ست فرمان) آگسان ها و جای کات ها رو بهشون بگم. انگار اون چیزی که بهروز می گفت، به تنهایی تمام آن چیزی بود که من با کارگردانی و تدوین تصاویر و موسیقی و افکت می‌خواستم بسازم.

همونجا با خودم گفتم به درک که تایم کد ها و مونتاژ به هم می ریزه، مجموعه رو با ریتم صدای خود بهروز مجدد، تدوین می کنم. هر پاراگراف که تموم می شد، یه مکث می کرد و از داخل استودیو به رژی نگاه می کرد و من محو و محصور می گفتم، اوکی، بریم بعدی… ( لذتی داشت شنیدن صدای بهروز داخل استودیو با اون اسپیکرهای برند اشتودر و هارمن کاردن آنالوگ اون موقع، شنیدن صدای بهروز ، داخل رژی لذتی داشت که فقط کسایی درک می کنن که همچین لحظاتی رو و تجربه کرده باشن، گر چه صدای بهروز از رادیو هم بهترین صدای و بیانی بود که اون نحو گویش و بم و بیسیک بودن، همیشه دل انگیز بود که دیگر تکرار نمی شود.

هر جمله رو که تموم می کرد، من تمام وجودم می شد گوش و حتی تکه پلانها و راشهایی که توو مونتاژ گم کرده بودم یا از دستم در رفته بود، زنده می شد. بهتر بگم من خودم احیا می شدم، چرا که چندین ماه، هر هفته دوشنبه ها نه تنها برای ضبط بلکه برای شنیدن صدای بهروز ذوق می کردم. از کودکی وقتی صدای بهروز رو توو تلویزیون روی تیزر ها می‌شنیدم بارها با خودم تکرار می کردم. و حالا از اون حنجره ی طلایی ،نوایی خارج می شد که قرار بود رو مجموعه فیلم من بنشینه، باورم نمی شد. (در گوشی بهتون بگم، وقتی متون سکانسهایی رو می خوند که سر تصویربرداریش سختی کشیده بودیم و اذیت شده بودیم یا رنجی رو متحمل شده بودیم، من یواشکی اشک می ریختم، انگار با صدای بهروز کل زحمات ما جبران می شد).

 

 

دو سال در گیر ساخت اون مجموعه فیلم مستند با نام سفرنامه آمریکای لاتین، تو کشور های کوبا و ونزوئلا و شیلی و اسپانیا با سختی تمام و تدوین طاقت فرسا جان به لب شده بودم. حال این بهروز بود که دست ما رو گرفته بود و مثل یه کودک نوپا، کشید بود بالای نردبانی که برای ما فخر بود و برای بهروز بالاترین حد مرام.

از هیچی مضایقه نمی کرد، آنقدر مهربان بود و محترم و از طرفی حرفه ای، دلم می خواست تمام نزدیکانم تو اونجا باشن. البته که من در کنارش ذره ای بودم، فقط درس ادب و وقار و حرفه ای بودن می آموخت و مسئولیتی که کوچکترین بی حوصلگی و کوتاهی نمی کرد.( با توجه به اینکه ما خیلی بی نظم بودیم. خیلی خسته بودیم. مجموعه‌ی سنگینی بود و سفرهای متوالی و این آخر کاری ته رمق ما بود )۲۶ فیلم مستند به اسم سفرنامه ی آمریکای لاتین با صدا و نریشن بهروز رضوی بین سال‌های ۸۱ و ۸۲ از شبکه یک صدا و سیما پخش شد.

یادمه قبل از حضور بهروز توو برنامه و تصمیم من، وقتی توو جلسه برآورد به مدیران شبکه گفتم، نریتور بهروز رضوی رو می خوام دعوت کنم، به من گفتن: فتحی کل دستمزد کارگردانی و تدوین خودتم بدی نمی تونی ایشون رو بیاری. جناب رضوی نه تنها این همه متن و نمی خونه، بلکه اصلا اون کلمه ای باهات حساب می کنه. کجایی؟ بهروز رضوی؟ ولی من هم به کارم امید داشتم و هم ته دلم می گفتم این مرد با این صدای مخملی، با من، تجاری حساب نمی کنه. خلاصه بگم به خود کار هم خیلی اعتماد داشتم و خصوصا متن ها که به خوبی نگارش شده بود.

روزی که من پشت تلفن ازش خواستم که قبول زحمت کنه، گفت: یکی دو سکانس و ببینم. اومد توو دفتر، دید، فهمیدم و از رفتارش لو داد که خوشش اومده، کلا استاد بهروز رضوی هیچوقت اهل ادا نبود. برای کارهای تجاری سخت گیر بود ولی برای کارهای مستند و خوبی که می دید زحمت کشیده شده، ارزش هنری قائل میشد، گفت: چه کار سر سخت و جدی هستش، قبوله. و قبوله یعنی دمت گرم آقا بهروز، زدی تو خال معرفت.

دوسال درگیر ساخت و تصویربرداری این مجموعه بودم و بسیار بهم اعتماد شده بود. اولین مجموعه ی بین المللی من توو خارج از کشور بود و تمام لذتم با صدای استاد بهروز رضوی روی مجموعه کامل میشد. خیلی برام سخت بود که موقع قرارداد دستمزدش رو بپرسم. لرزش مردمک چشمامو که دید، لبخند زد و گفت: پسر جان، دوشنبه، ساعت ۵ عصر بیا استودیو بل. هفته ای دو قسمتشو ضبط می کنیم…همزمان با مونتاژ نهایی هفته ای یک قسمت از شبکه یک سیما پخش می شد.

توی همون جلسه ی اول و نتیجه ی مثبتی کا از بهروز گرفتیم، یکی دو ساعت در خصوص مجموعه صحبت کردیم، و بنا به خصوصیات مجموعه که هر کشور به شکل پیوسته بود و مجموعه سفرنامه بود، از هر کشور چند نما از راشه رو خواست که ببینه. من اون موقع فکر کردم که داره سخت گیری می کنه. ولی تو روند خوانش ها متوجه شدم که برای هر کشور و بنا به شرایط فرهنگی اون، به شکل خاصی نحو و لحن رو تغییر می داد. و یه جوری دراماتیکی نریشن ها رو می خوند. خوانشها تو کوبا واقعا یه جور دیگه شد، بیس صداشو بیشتر کرد، یه جوری چون ما به فیدل کاسترو و چگوارا زیاد پرداخته بودیم، بهروز هم اون بخش‌ها رو قوی تر می خوند.

…و ما کوبا را ترک کردیم تا با پرواز بر فراز کانال پاناما، به کشور دور دست شیلی سفر کنیم… و باز کامران: صدا روووو … برو حالشم ببر فتحی . جلسه ی چهارم بودیم که به قسمت آخر کوبا رسیدیم. و اولین با این جمله ما همه تو استودیو کف زدیم و والبته که ناراحت شد و ما هم خجالت زده.خدا می دونه، بعد از صداگذاری این سکانس با این جمله، با صدای بهروز و تصاویر بلند شدن هواپیما از فرودگاه شهر هاوانا، و پلانهای هوایی، چندین بار خودم و عوامل برنامه اونو تماشا کردیم. و لذت بردیم.

چقدر صدای بهروز رضوی دل انگیز بود، چقدر افتخار بزرگی نصیب من شد که تو عمرم به عنوان کارگردان با استاد بهروز رضوی کار کردم و این افتخار رو داشتم که هم مجموعه مستند سفرنامه آمریکای لاتین و هم چند سال بعد، مجموعه مستند سفر به خاور دور وچند فیلم مستند بلند هم از داخل همین مجموعه ها به شکل جداگانه ساخته شد. خصوصا مستند بلند چشمهایش. ( داستان فیلم چشمهایش یکی از قسمتهایی از مجموعه مستند سفر به خاور دور و کشورهای شرق جهان بود و به قدری ماجرا کشش و بسط داشت که یک فیلم بلند مستند شد و کل الگوی اون قسمت، یک نقاشی رنگ روغن از زمان جنگ ژاپن و کره بود که دو سرباز دستهای یک زن کره ای رو گرفته بودن و به اسارت می بردن.

انقدر اون فیلم و متون تصاویر و ماجرای رخ داده، تاثیر گذار بود که خود بهروز گاها کات می داد و پاراگراف رو از ابتدا می خوند، من می فهمیدم که بغض می کنه، اما آنقدر مرد مغرور و از طرفی خود دارد بود که صداش نمی لرزید، و دوست می داشت که دوباره بخونه، چون تصاویر رو هم پخش می کردیم و روی تصاویر می گفت و خودش هم به اندازه ی ما که با اون فیلم زندگی کرده بودیم توو همون دو ساعت، به شکل حسی همراه من شد. بجز تمام سختی ها و هیجان اتفاق های مختلف و سفر های این دو مجموعه ی بزرگ، جذاب ترین بخش این کارها، تک تک دقایقی بود که با استاد رضوی گپ گفتی کوتاهی تو حیات استودیو بل می کردیم. کم حرف بود ولی چون هم با من و هم با کار ارتباط برقرار کرده بود خاطراتی از کارهاشو تعریف می کرد.

همگی اون خاطراه ها و حضور در کنار ایشون کلا از تمامی کلاس و دانشگاه و دروسی که خونده بودم بالاتر بود. چون من تحصیلاتم بازیگری بود، بهروز هم بازیگری هم می کرد و کلماتش، از دروس ما بهتر و معجز تر بود. سپس پشت میکروفن می رفت و نریشن ها رو می خوند. و ما درک می کردیم که یک فرد با اینقدر حرفه ای گری، چقدر می تونه به یک اثر توان مضاعف بده. صدای بهروز رضوی روی هر مستندی یا برنامه ای که می نشست ، اون کار باید خوب میشد ناگفته نماند که با مستند سفرنامه ی آمریکای لاتین سال ۸۱ با صدای استاد، بعد از اون سال الگوی بسیاری از برنامه ها و مستند های تلوزیونی شد. به جرات نظرم اینست که بهروز رضوی بهترین نریتور تلویزیون و گوینده ی رادیو بود. به خصوص تیزرهای سینمایی، به گفته ی خود ایشون سخت ترین و مهمترین فیلمی که تیزرش رو گفته بود، فیلم (قرمز) بود. کلمه ای که ادای اون بصورت تک کلمه برای گوینده در تیزر چالش زیاد داشت.

کاش تمام لحظات در کنار ایشون رو ما فیلمبرداری می کردیم. حیف که مجذوب صدا و خودش می شدیم و این مهم و از دست دادیم. تک تک کلمه هایی که از حنجره ی طلایی اش بیرون می آمد، گوهر می‌شد. ( حتی جا کلیدی سوئیچ بی ام دبلیو ۲۲۰ بهروز، تندیس کوچیک میکروفن بود )استاد بهروز رضوی با کوله باری از افتخار در ۲۴ خرداد ۱۴۰۵، با این دنیای فانی وداع کرد. یادش، نامش، نگاهش، همیشه در ذهن من حک شده و می ماند و برای همگان، صدایش. بدرود هنرمندی که با اخلاق و رفتار همگان را شیفته می کردی. بدرود مرد خوشتیپ و صدای ماندگار. تو رفتی اما صدایت تا ابد هست و می ماند.

( لازم به ذکر است مجموعه فیلم مستند سفرنامه ی آمریکای لاتین ، مجموعه مستندی بود که بین سالهای ۱۳۸۰ الی ۱۳۸۲ با موضوعیت فرهتگ، اقتصاد، تاریخچه وسیاست کشورهای آمریکای لاتین به سفارش معاونت سیاسی سازمان و محصول شبک یک سیما در کشورهای آمریکای لاتین تهیه و تولید و در همان سالها از شبکه یک و جام جم سیما پخش شد، کارگردانی و تدوین این مجموعه را اسلام فتحی ، و همچنین گوینده ی این مجموعه بهروز رضوی و مدیر دوبلاژ آن عبدالعلی افشاریه بوده اند.

همچنین مجموعه سفر به خاور دور که نگاهی به فرهنگ و اقتصاد و تاریخ کشورهای آسیای شرقی داشت، محصول معاونت برون‌مرزی سازمان صدا و سیما بود و بین سالهای ۸۳ تا ۸۴ توسط اسلام فتحی ساخته شده و بهروز رضوی گوینده ی اصلی آن و همچنین ناصر احمدی مدیر دوبلاژ بخش فارسی و محمد فردوسی زاده مدیر دوبلاژ عربی این مجموعه بوده است. از بین این دو مجموعه چند فیلم مستند بلند مجزا نیز تهیه و طی سال‌های مختلف از شبکه های مختلف پخش شد.

نکته مهم این بود این دو مجموعه به شیوه ی نوین در زمان خود ساخته شد و فتح بابی برای ساختار مستندهای سفرنامه ای با ترکیب الگوهای جذاب و استفاده از موسیقی های محلی بکر هر منطقه و همچنین خلاقیتهایی از جمله، شیوه ی مونتاژ غیر خطی با سیستم‌های ES3 در زمان خود به چشم می آمد. تلاش سازندگان این دو مجموعه اینبود که موسیقی ها در هر کشو و شهر محله ای توسط کارگردان از مردم منطقه، به شکل میدانی جمع آوری یا ضبط می شد و سپس در مجموعه استفاده می شد.
و_او_اینجا_را_ترک_کرد_تا_با_پرواز_بر_فراز_آسمانها_به_آنسوی_دوردست_ابدیت_ و باقی_با_ بالهایی_بلند_سفر_کند…(اسلام فتحی فیلمساز)

Previous Post

وقتی عباس یاری از سوی شهردار وقت احضار شد!

Next Post

معرفی اعضای هیات انتخاب و داوری بخش عکس پویش «طلوع ماه»

Next Post
معرفی اعضای هیات انتخاب و داوری بخش عکس پویش «طلوع ماه»

معرفی اعضای هیات انتخاب و داوری بخش عکس پویش «طلوع ماه»

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته‌بندی‌ها

  • سینمای ایران
  • سینمای جهان
  • نقد و اندیشه
  • تلویزیون و نمایش خانگی
  • هنر و موسیقی
  • هنرمندان
  • فرهنگ و رسانه
  • درباره ما

درباره‌ی سین

پایگاه خبری «سین» در نظر دارد با تکیه بر کمک‌های خداوند متعال و به دور از تعاریف معمول و مناسبات نفوذ و قدرت در سینمای ایران و کمک اهل فن و همکاران کار بلد و دوستان دلسوز و با تجربه به فعالیت رسانه‌ای حرفه‌ای با تکیه بر اصول روزنامه‌نگاری و رسانه بپردازد و بدین صورت موضع اعتراضی خویش به رواج بی‌سوادی و آماتور مآبی بسیاری از فعالیت‌های سال‌های اخیر در حوزه‌ی رسانه‌های سینمایی را نمایان سازد.

© 1399 طراحی و پشتیبانی: مانا مدیا

No Result
View All Result
  • خانه
  • سینمای ایران
  • سینمای جهان
  • نقد و اندیشه
  • تلویزیون و نمایش خانگی
  • هنر و موسیقی
  • هنرمندان
  • فرهنگ و رسانه
  • درباره ما

© 1399 طراحی و پشتیبانی: مانا مدیا

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist